تبليغاتX
گالاکسی
پنجشنبه شانزدهم آبان 1387
فکر نکنيد که امسال، سال آخر دولت ‏است!
برداشت اول:

اپیزود صفرم: فکر نکنيد که امسال، سال آخر دولت ‏است؛ نه. مثل كسى كه پنج سال ديگر بناست كار بكند، كار‎ ‎بكنيد؛ يعنى تصور كنيد كه اين يك سال به اضافه‏ چهار ‏سال ديگر در يد‎ ‎مديريت شماست. با اين ديد نگاه كنيد و كار كنيد و برنامه‏ريزى كنيد و‎ ‎اقدام كنید.۱

اپیزود اول: روند غرب باوري و غربزدگي را که متاسفانه ‏داشت نفوذ مي کرد، متوقف گرديد. اين چيز مهمي است. حالا يک عده اي در جامعه، ‏ممکن است به هر دليلي شيفته يک تمدني يا يک کشوري باشند؛ اما اين چيز خطرناکي مي شود. اين ديده مي شد؛ خوب جلويش گرفته شد.۱

اپیزود دوم: من امروز نیز فقط و فقط، تحلیل‌های سیاسی از نوع امام (ره) را موفق می‌دانم و حال كه تبدیل جنبش ظاهراً كوچك پانزده ‏خرداد به یك نهضت عظیم و بین المللی از شرق آسیا تا قلب اروپا و از آسیای میانه تا عمق آفریقا را می‌بینیم، می‌توانیم ‏آزمون موفق این چشم انداز را حتی با چشم مادی هم ببینیم و هرچه هم قسی القلب باشیم، نمی توانیم‌ هاله‌های نور خدا ‏را منكر شویم. هركس نمی‌بیند به كوری خود اعتراف كرده است.‏ ۲


برداشت دوم:

اپیزود سوم: قيمت نفت ديگر به پايين تر از 100 دلار نخواهد رسيد، چون عواملي که دست اندرکار بازار نفت هستند، به راحتي نمي توانند چنين اقدامي را انجام دهند و چنين کاري موجب دگرگوني مناسبات خواهد شد. ۲

اپیزود چهارم: نمي‎ ‎دانم‎ ‎چه‎ ‎اتفاقي‎ ‎افتاده‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎ايشان‎ ‎از‎ ‎اقتصاددانان‎ ‎راه‎ ‎حل‎ ‎خواسته‎ ‎اند. اما‎ ‎مساله‎ ‎اين‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎الان‎ ‎زمان‎ ‎طرح‎ ‎اين‎ ‎سوال‎ ‎ها‎ ‎نيست. الان‎ ‎زمان‎ ‎پاسخ‎ ‎دادن‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎سوال‎ ‎هاست. ايشان‎ ‎بيشتر‎ ‎از‎ ‎سه‎ ‎سال‎ ‎است‎ ‎سکان‎ ‎امور‎ ‎اجرايي‎ ‎کشور‎ ‎را‎ ‎در‎ ‎دست‎ ‎دارند. زماني‎ ‎که‎ ‎بر‎ ‎سرکار‎ ‎آمدند‎ ‎همه‎ ‎تئوري‎ ‎هاي اقتصادي اي را‏‎ ‎که‎ ‎قبل‎ ‎از‎ ‎ايشان‎ ‎طي‎ ‎شانزده‎ ‎سال‎ ‎قبل مطرح‏‎ ‎بود‎ ‎را‎ ‎رد ‏کردند‎ ‎و گفتند‎ ‎ما‎ ‎خيلي‎ ‎راحت‎ ‎مي‎ ‎توانيم بدون اين تئوري ها‎ ‎مملکت‎ ‎را‎ ‎اداره‎ ‎کنيم‎ ‎بدون‎ ‎آنکه‎ ‎مردم‎ ‎مشکل‎ ‎پيدا‎ ‎کنند. ظاهر‎ ‎امر‎ ‎نشان‎ ‎مي‎ ‎داد‎ ‎که‎ ‎آقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎برنامه‎ ‎والگويي‎ ‎دارند. يعني‎ ‎وقتي‎ ‎همه‎ ‎چيز‎ ‎را‎ ‎نفي‎ ‎مي‎ ‎کردند‎ ‎حتما‎ ‎بايد‎ ‎يک‎ ‎چيز‎ ‎اثباتي‎ ‎و ‏ايجابي‎ ‎مي‎ ‎داشتند. اما‎ ‎الان‎ ‎که نزديک‎ ‎به‎ ‎‏ سه سال‎ ‎از‎ ‎آن‎ ‎زمان‎ ‎گذشته، وقت‎ ‎طرح‎ ‎اين‎ ‎سوال‎ ‎ها نيست. اين‎ ‎سوال‎ ‎ها‎ ‎را‎ ‎بايد‎ ‎همان‎ ‎موقع‎ ‎طرح‎ ‎مي‎ ‎کردند. در واقع،‎ ‎قبل‎ ‎از‎ ‎اينکه‎ ‎کانديدا‎ ‎بشوند بايد ‏‎ ‎اين‎ ‎سوالها‎ ‎را‎ ‎مطرح‎ ‎مي‎ ‎کردند. معلوم‎ ‎مي‎ ‎شود‎ ‎که‎ ‎ايشان‎ ‎برنامه‎ ‎اي‎ ‎ندارند، وگرنه اگر‎ ‎برنامه‎ ‎دارند،‎ ‎چرا‎ ‎اين‎ ‎سوالات‎ ‎را‎ ‎مطرح‎ ‎مي‎ ‎کنند؟‎ ‎ايشان‎ ‎مي‎ ‎گويند‎ ‎که‎ ‎دنياي‎ ‎غرب‎ ‎دچار‎ ‎مشکل‎ ‎است‎ ‎والگوهاي‎ ‎غربي‎ ‎جواب‎ ‎نمي‎ ‎دهد‎ ‎وما‎ ‎بايد‎ ‎يک‎ ‎الگوي‎ ‎جديدي‎ ‎درست‎ ‎کنيم. اما‎ ‎در‎ ‎اين‎ ‎مدت‎ ‎چه‎ ‎کار‎ ‎کرده‎ ‎اند؟‎ ‎آن‎ ‎موقع‎ ‎نظر‎ ‎ايشان‎ ‎اين‎ ‎بود‎ ‎که‎ ‎دنياي‎ ‎غرب‎ ‎در‎ ‎بن‎ ‎بست است ‏‎ ‎وسرمايه‎ ‎داري‎ ‎سيستم‎ ‎مناسبي‎ ‎نيست‎ ‎وسوسياليسم‎ ‎هم‎ ‎که‎ ‎شکست‎ ‎خورده‎ ‎و بايد‎ ‎يک‎ ‎الگوي‎ ‎ايراني‎ ‎واسلامي‎ ‎درست‎ ‎کرد. خوب،‎ ‎فرض‎ ‎براين‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎اين‎ ‎سه - چهارساله‎ ‎اين‎ ‎الگو‎ ‎را‎ ‎درست‎ ‎کرده‎ ‎باشند. ديگر‎ ‎چه‎ ‎سوالي‎ ‎دارند‎ ‎که‎ ‎از‎ ‎اقتصاددانان‎ ‎بکنند؟ ۳

اپیزود پنجم: نفت ارزان ديکتاتورها را رام مي‌سازد!

اپیزود ششم: اين دستاوردهاي نظام اسلامي، به راحتي محقق نشده است که ‏عده اي بخواهند به دليل اغراض شخصي و دشمني با دولت، در اصل نظام خدشه وارد کنند.۱

اپیزود هفتم: محمود احمدي‌نژاد، رييس جمهور ايران، «پايان سرمايه‌داري» وعلي خامنه‌اي، ‏رهبر حکومت جمهوري اسلامي درهم شکستن «ليبرال دمکراسي غربي» را پيش‌بيني کرده بودند. اما دمکراسي ‏همچون بانويي سالخورده است که همراه با برادرش، سرمايه‌داري، هم اکنون نيروهايي پيش از اين ناشناخته را از خود ‏نشان مي‌دهد، در حالي که دشمنان جامعه باز، ايران، ونزوئلا و روسيه، به دامان بحران موجوديت خود درمي‌غلطند. ‏هوگو چاوز نتوانست نفتي را که قول داده بود، به نيکاراگوئه بفرستد. براي ونزوئلا و ايران حمايت مالي از انقلابيون از ‏کوبا تا بوليوي، از حماس تا حزب‌الله، سخت شده است.۴


برداشت نهایی:

عده اي با عجله از حالا مباحث انتخاباتي را شروع كرده اند كه اين فعاليت ‏هاي زودهنگام انتخاباتي موجب منحرف شدن ذهن ها از مسائل اصلي، مشغول كردن افراد به يکديگر مي شود و اين، به ضرر مصالح كشور است.۱


منابع:

۱. رهبر جمهوری اسلامی ایران

۲. رئیس جمهور ایران

۳. دکتر موسی غنی نژاد

۴. هفته‌نامه آلماني "دي تسايت"


پ.ن: حال توضیحات بیشتر بابت محل دقیق مراجع را ندارم.

نوشته شده توسط مهدی در 21:2 | | لینک به این مطلب
شنبه یازدهم آبان 1387
من، شریعتی و دکتر کردان
دکتر شريعتي :کلاس پنجم که بودم پسر درشت هيکلي در ته کلاس ما مي نشست که براي من مظهر تمام چيزهاي چندش آور بود ،آن هم به سه دليل ؛اول آنکه کچل بود، دوم اينکه سيگار مي کشيد و سوم - که از همه تهوع آور بود- اينکه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالي گذشت يک روز که با همسرم از خيابان مي گذشتيم ،آن پسر قوي هيکل ته کلاس را ديدم در حاليکه خودم زن داشتم ،سيگار مي کشيدم و کچل شده بودم
توضیحات بیشتر از متن:

۱. یه زمانی دکتر شریعتی برای من حکم تمدن را داشت. بعد از اون نشستم و خیلی از کتابهاش رو خوندم. بعدش از شریعتی گله داشتم که چرا  اومانیسم و سوسیالیسم را با دین قاطی کرد و ایدئولوژی شلم شوربایی را پایه گذاری کرده که حالا خودش رو هم قبول ندارن؟!

۲.بعد اون یه زمان یه سرای مسائل دیگه ای هم پیش اومد و باز نگاه من به خیلی چیزها و خیلی کسها عوض شد. بعدش از اون دید رادیکال یه کم کوتاه اومدم و بازهم روایت ما عوض شد.سعی کردم منطقی تر باشم و به همه یه جورایی حق بدم.

۳. الغرض! نه تنها اصلا عیبی نداره که آدم ایدئولوژی اش عوض بشه؛ که اگه اینطور نباشه طرف متحجره. ولی این به این معنی نیست که هرکسی هر روز یه حرفی زد آدم متمدنیه!

۴. مَخلص کلوم اینه که حق با همه است. همه توش سهمیمند و "هیچ چیز تو این دنیا اشتباه نیست؛ چون حتی یه ساعت خراب هم روزی ۲ بار زمان درست را به ما نشون می ده"

۵. اگه فکر می کنین این فقط حرف منه یا من خیلی آدم کار درستی هستم باید بگم اشتباه می کنید. همه ی حرف من نقل قولیه از جناب دکتر کردان: "با تكبر و توهم، خود راحق مطلق نپنداريد و لحظه اي نيز به آخرت خود بيانديشيد"

نوشته شده توسط مهدی در 18:12 | | لینک به این مطلب
سه شنبه هفتم آبان 1387
پول یا گول؟

این ایمیل الان برای من رسیده!

Dearest One,

 After having gone through your profile, I prayed and decided to confide in you for this simple and sincere business bearing in mind that one has to take some risks at times to survive trial times.

 

I am Miss Mary Johnson, The only daughter to the late Mr. Lambert Johnson of Sierra Leone who was a very wealthy Gold and Diamond dealer. My father was assassinated by unknown gun men after his return trip from Europe with my Mother. All the police efforts to track down the assassins of my late Father and mother has not been successful, Hence I decided to flee to a neighbouring country where I have been since as a refugee seeking asylum in a refugee camp there in Abidjan, Cote d'Ivoire.

 

Meanwhile, before the death of my parents, my late father told me that He deposited the sum of U.S $ 3.500.000.00 with a bank here in Abidjan , Cote d'Ivoire where I am residing now. I have gone to the bank with the official lodgement receipt of the money as issued to my father by the bank when he deposited the money and the bank confirmed that the money is with them I have decided to invest this money out side Africa  and I need you to assist me in receiving this money with your bank account while I join you for investment in your country.

 

I am seeking your assistance to enable me front you to the bank as my foreign partner who will assist me in receiving this money from the bank.

(1) To provide me with your detailed personal information which includes, your full names, Contact address, bank account information and your Telephone and fax numbers so that I can submit it to the bank authorising them to recognise and transfer the money into your bank account as my foreign guardian.

 

(2) To serve as a guardian to this fund since I am only 23 years.
 
3) to provide a good business where this money will be invested since am since I am still a novice in the business world

 

4) To make arrangement for me to come over to your country to further my education and to secure a resident permit in your country.

 

Moreover, I am willing to offer you 20 % of the total sum as compensation for your effort/input after the successful transfer of this money into your bank account and 5% for any expenses that might incurred during the transfer process making it 25% of the total amount.

Thanks and God bless.

Sincerely,
Miss Mary Johnson
.


نظرشما چیه؟! پول این خانوم را بخوریم یا گولش رو؟

نوشته شده توسط مهدی در 17:44 | | لینک به این مطلب