
نوع اول دروغ و شاید بدترین نوع آن، دروغ افراد برای بدنام کردن کسی است و از حسادت و ضعف فرد دروغ گو نسبت به شخص مورد افترا خبر می دهد.
روی دیگر سکه دروغگویی از عناد آدم ها نشات نمی گیرد،بلکه برعکس حسن فاعلی آنها را به دروغ گویی وا می دارد. تنها سنجه ی تمایز این دو نوع، "وجدان بیدار" و "تشخیص فردی" است که تامین کننده دلیلی مبنی بر عدم بدخواهی و حتی نتیجه ی مثبت این دروغ بر شنونده و اجتماع است.
بر خلاف اکثر مضامین اخلاقی که در بسیاری موارد دین،آیین و ایدئولوژی ها منجر به ایجاد هنجار های گوناگونی در جوامع گردیده استِ؛ دروغگویی از معدود هنجار هایی است که در اکثر جوامع ناپسند شناخته می شود. البته معیار غالب برای خلاف بودن آن اولا "دروغگویی از روی عناد" و دوما "دروغ گویی به اعضا آن اجتماع" می باشد و سنجش رعایت این معیارها بر اساس "تشخیص فردی شخص دارای قدرت قضاوت" است.
مثال خوبی از این "دروغ مطلوب" در کتاب "یعقوب کذاب"* موجود است. راوی داستان حکایت مردی عادی -و تا حدی ترسو- را در گتو ( کارگاههای کار اجباری آلمان نازی) می گوید که در ابتدا از روی ناچاری مجبور به گفتن دروغ کوچکی می شود -که تا حد زیادی بر واقعیت منطبق است-. ولی پس از آن با وجدان خود کنار می آید تا با کمک قوه تخیل و پرورش دروغ های خود امید را در دل این "ساس های تحقیر شده" زنده نگهدارد. در بخشی از داستان که یعقوب با پروفسور بر سر این دروغگویی بحث می کند به خوبی او را از حسن فاعلی دروغ هایش و نتیجه ی آن -کاهش آمار خود کشی در بین اسیران- آگاه و توجیه می کند. و این راز تا پایان زندگی پروفسور سر بسته می ماند.
نوع سوم دروغ از حب و بغض فرد ناشی نمی شود. دلیل این نوع دروغ می تواند عدم اهمیت فرد به موضوع دروغگویی ویا حالت اضطرار باشد که به این نحو شخص خود را نسبت به دروغ گویی در یک یا چند مورد خاص جهت انجام سریعتر آن کار مجاز می شمارد برای مثال عده ای خود را نسبت به دروغ گویی به استاد و یا دروغگویی به نانوا و... مجاز می شمارند.
نوع چهارم دروغ می تواند یک جور استراتژی برای پیچیده شدن ذهنیات طرف مقابل باشد که غالبا در مورد مسائلی است که شخص احساس "شخصی بودن" به آنها دارد و کنجکاوی طرف مقابل را بی مورد می بیند.
شکل پنجم دروغ زمانی است که شخصیت فرد با شخصیت رویایی خود اختلاط پیدا کند و به اصطلاح فرد هویت خود را گم کند. در این حالت دروغگویی شخص ناشی از احساسات سرکوب شده او است و فرد خود را در قالب کسی در جایی که فکر می کند باید باشد -و نه جایی که هست- جا می زند و یا اصولا نسبت به خود همچین احساسی دارد.
* یورک بکر-تر جمه علی اصغر حداد
شاید بتوان گفت که از این ۵ نوع . نوع اول ناشی از "ضعف و دنائت فرد". نوع دوم از "خیر خواهی". نوع سوم از "تعاریف ذهنی هنجارها". نوع چهارم از "حفاظت از حریم خصوصی" و نوع پنجم از "روان پریشی فرد" نشات می گیرد.

