تبليغاتX
گالاکسی
چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384
میخهای روی دیوار
پسر بچه ای بود که اخلاق خوبی نداشت.پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت: هر بار که عصبانی می شود باید یک میخ به دیوار بکوبد.

روز اول پسرک 37 میخ به دیوار کوبید. طی چند هفته بعد همان طور که یاد می گرفت چگونه عصبانیتش را کنترل کند، تعداد میخ های کوبیده شده به دیوار کمتر می شد. او فهمید که مهار کردن عصبانیتش آسانتر از کوبیدن میخ به دیوار است……

او این نکته را به پدرش گفت و پدر هم پیشنهاد کرد که از این به بعد،هر روز که می تواند عصبانیتش را مهار کند،یکی از میخها را از دیواربیرون بیاورد.

روزها گذشت و پسر بچه سر انجام توانست به پدرش بگوید که تمام میخها را از دیوار بیرون آورده است.

پدر دست پسر بچه را گرفت و به کنار دیوار برد و گفت: « پسرم! تو کار خوبی انجام داده ای! اما به سوراخهای دیوار نگاه کن دیوار هرگز مثل گذشته اش نمی شود. وقتی تو در هنگام عصبانیت ، حرفهای بدی می زنی، آن حرفها هم چنین آثاری به جا می گذارد. تو می توانی چاقویی را در دل انسان فرو ببری و بیرون بیاوری. اما هزار بار عذر خواهی هم فایده ای ندارد. آن زخم سر جایش است. زخم زبان هم به اندازه زخم چاقو دردناک است.»
نوشته شده توسط مهدی در 9:51 | | لینک به این مطلب
دوشنبه دهم بهمن 1384
همکاری حروف سربی

سرت درد می کنه .
تب داری , بی حوصله ای , دلت می خواد یه نفر باشه تا این لحظه های آخر براش اعتراف کنی ,
اعتراف کنی که چقدر بد بودی و چقدر بدی , اعتراف کنی که چقدر بی رحم بودی و چقدر بی رحمی

دونه دونه سلولای خاکستری بی مصرف مغزت به خاطر بی توجهی عاطفی اعتصاب کردن .

صورت شده عین زمین زراعیی که توی شیارای نا منظم اون مترسکایی به شکل سیخ کاشتن .
صورتت زبره مثه سنباده ... مثه نگاه کسی که می دونی دوستت نداره .
زبونت به خاطر عدم بهره وری گفتمانی دچار ایست مزمن شده .
قلبت بی حوصله است ... از خودت بی حوصله تر ... نا امید تر ... دیگه برای تلمبه زدن به خودش زحمتی نمی ده
تصویرایی که می بینی به علت عدم هماهنگی مخچه همونطور معکوس به اتاق بررسی فرستاده می شه و اونجاهم کسی حوصله وارونه شدن نداره .

علت سردردتو نمی دونی .
شاید نخوردن زیادی و شاید نخوابیدن ممتد و... شاید تفکرات پریشان و اگزانسیالیستی ... و شاید شروع دگردیسی .

زندگی برای تو فقط یعنی زنده بودن و دیگر هیچ .
زنده بودن وقتی معنی پیدا می کنه که به دیگران هم زندگی ببخشی و ومگس ها ... سوسک ها و پشه های مالاریا, ویروس های زحمت کش ایدز و غده های چاق سرطان ...چشم امید این همه موجود زنده برای ادامه حیات فقط به تو دوخته شده .

غرور استخونات به علت نداشتن قدرتی برای خون سازی خرد شده .

درد کشیدن ... احساس انتقال داده نشدنی دوست داشتنی .
احساسی که مثه دستمال سفره پاک فوم, ترحم رو توی خودش جذب می کنه و وقتی فشارش می دی قطره های کثیف احساسات ترحم شبیه دانه های اشک فنا شده به سوراخ چاه فراموشی ریخته می شن .
واقعا قابل تقدیره ... این همه احساسات جوشان ... مثه احساسی شبیه عشق .

لبخند زدن یعنی پیروزی ... یعنی زندگی ... یعنی دهن کجی به تمام حقیقت هایی که فراموش کردنش امکان نداره .
وقتهایی هست برای تنهایی وقتهایی برای دوست داشتن برای تهی شدن.

وقتهایی هست که حروف جسارت بیان ندارند

دیگه سرت درد نمی کنه .

{همکاری حروف سربی بیهوده است. همکاری حروف سربی اندیشه ی حقیر را نجات نخواهد داد. (فروغ)}
نوشته شده توسط مهدی در 23:14 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه ششم بهمن 1384
یادگیری دخترها و پسرها
خردسالان

دخترها: 99% از تكلم تا سن 3 سالگي قابل فهم است.
پسرها: 99% از تكلم تا سن ½ 4 سالگي قابل فهم است.

دخترها: بعد از اينكه توانستند بايستند كمتر مايل به اين سو آن سو رفتن هستند.
پسرها: پس از اينكه ياد گرفتند بايستند بيشتر از دخترها مايل به حركت و جست و خيز هستند.

دخترها: در سن 3 سالگي بافت هاي چربي بيش از بافت هاي عضلاني وجود دارد.
پسرها: عضلات بيشتر از دخترها به چشم مي خورد.

دخترها: در بازي خانه سازي بيشتر خانه هاي طويل و كم استقامت مي سازند.
پسرها: در بازي خانه سازي معمولا دوست دارند خانه هاي بلند بسازند تا حدي كه واژگون شود.

دخترها: در محيط بازي معمولا همراه بقيه دخترها بازي مي كند و تازه واردها را مي پذيرند.
پسرها: بيشتر مستقل بازي ميكنند و تازه واردها را به شرطي مي پذيرند كه خودش را اثبات كند.

دخترها: احساساتشان را با كلمات بيان مي كنند.
پسرها:احساساتشان را در در رفتار نشان مي دهند.

سالهاي اول تا سوم دبستان

دخترها: برتري در حس شنوايي و ديد در تاريكي.
پسرها: برتري در بعضي كارهاي بينايي در روشنايي.

دخترها: زودتر و بهتر خواندن را فرا مي گيرند.
پسرها: فرا گيري خواندن بيشتر طول مي كشد.

دخترها: برتري در آزمون هاي شفاهي.
پسرها: برتري در آزمون هاي تستي.

دخترها: 5% از كودكان "بيش فعال" (hyperactive) را تشكيل مي دهند.
پسرها: 95% از كودكان "بيش فعال" را تشكيل مي دهند.

سالهاي آخر دبستان

دخترها: زبانهاي خارجي را بهتر مي آموزند.
پسرها: نقشه را بهتر مي خوانند و مسيرها را بهتر پيدا مي كنند.

دخترها: بيشتر به روابط انساني تكيه دارند.
پسرها: بيشتر به فعاليت و مكاشفه تمايل دارند.

دخترها: مسائل رياضي را به كمك حرف زدن حل مي كنند.
پسرها: در حل مسائل رياضي با كسي صحبت نمي كنند.

دخترها: يك برنامه تلويزيوني را با حوصله و به مدت طولاني تري نگاه ميكنند.
پسرها: هنگام تماشاي تلويزيون بيشتر از اين كانال به آن كانال مي روند.

دوره راهنمائي

دخترها: ترشح استروژن (اولين مرحله قاعدگي) فعاليت مغز را تقويت مي كند و به تمركز بيشتر كمك مي كند.
پسرها: ترشح تستوسترون باعث تقويت حالت پرخاشگري مي گردد و موجب رشد جسمي با نسبت 40% پروتئين و 14% چربي مي گردد.

دخترها: وقتي در كلاس ساكت هستند معمولا آرامش دارند.
پسرها: وقتي در كلاس پر حرفي مي كنند احتمالا در پي جلب توجه هستند.

دخترها: احتمال مردودي 50% كمتر از پسرها است.
پسرها: احتمال مردودي 50% بيشتر است.

دوران دبيرستان

دخترها: استحكام كمتر در روابط اجتمائي.
پسرها: روابط اجتماعي ماندگارتر است.

دخترها: ترشح بيش از حد استروژن در برخي توانائي هاي ذهني تاثير منفي دارد.
پسرها: رتبه هاي ضريب هوشي قويا افزايش مي يابد.

دخترها: موقعيت فرد در بين اطرافيان بر اساس روابط اجتمائي و زيبائي بهبود مي يابد.
پسرها: موقعيت فرد بر حسب توانائي هاي جسماني و آمادگي بدني شكل مي گيرد.
نوشته شده توسط مهدی در 21:29 | | لینک به این مطلب