سه شنبه سیزدهم دی 1384
برای یک دقیقه
روزی روزگاری خدایی بود که همه می پرستیدندش، نمازش می خواندند و نامش آرامش دهنده ی دلها بود .روزی خدایی بود که همه او را برای فرار از جهنمش یا دست کم برای بهشتش می پرستیدند . خدا می دانست آنها دوستش دارند یا نه ؟ خدا می دانست که این غریزه ی منفعت طلبی مخلوقش است که او را به پرستیدن وا می دارد؟.................
روزی من هم همان خدا را می پرستیدم........
خدای من . من را می بخشد.با همه ی شیطنت هایم، بچگی هایم، من را بخشیده.گرمای بخشش اش را با همه ی وجودم حس می کنم.من خدایم را به خاطر مهر بی کرانش دوست ندارم عشق من به او به خاطر جسارتی است که به من داد .جسارتی برای ایستادن و ماندن، برای خطا کردن و بخشش خواستن، برای پرواز کردن........
اگر خدا اجازه مي داد که بدون هيچ مشکلي زندگي کنيم فلج ميشديم، به اندازه کافي قوي نبوديم و هرگز نميتوانستيم پرواز کنيم.من قدرت خواستم و خدا مشکلاتي در سر راهم قرار داد تا قوي شوم.من دانايي خواستم و خدا به من مسايلي داد تا حل کنم.من سعادت و ترقي خواستم و خدا به من قدرت تفکر و قوت ماهيچه داد تا کار کنم.من جرات خواستم و خدا موانعي سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم.من عشق خواستم و خدا افرادي به من نشان داد که نيازمند کمک بودند.من محبت خواستم و خدا به من فرصتهايي براي محبت داد.
« من به هر چه که خواستم نرسيدم ...
اما به هر چه که نياز داشتم دست يافتم»
من با كمند سركش و جادويي شراب
تا بيكران عالم پندار رفته ام
تا دشت پرستاره انديشه هاي گرم
تا كوچه باغ خاطره هاي گريزپاي
من آموختم: هر روز عزيزانم را با عاشقانه ترين واژه ها بدرقه كنم؛چرا كه شايد آن روز، آخرين فرصت ديدار ما باشد....
بقایتان پایدار و لبخندتان مستدام باد
روزی من هم همان خدا را می پرستیدم........
خدای من . من را می بخشد.با همه ی شیطنت هایم، بچگی هایم، من را بخشیده.گرمای بخشش اش را با همه ی وجودم حس می کنم.من خدایم را به خاطر مهر بی کرانش دوست ندارم عشق من به او به خاطر جسارتی است که به من داد .جسارتی برای ایستادن و ماندن، برای خطا کردن و بخشش خواستن، برای پرواز کردن........
اگر خدا اجازه مي داد که بدون هيچ مشکلي زندگي کنيم فلج ميشديم، به اندازه کافي قوي نبوديم و هرگز نميتوانستيم پرواز کنيم.من قدرت خواستم و خدا مشکلاتي در سر راهم قرار داد تا قوي شوم.من دانايي خواستم و خدا به من مسايلي داد تا حل کنم.من سعادت و ترقي خواستم و خدا به من قدرت تفکر و قوت ماهيچه داد تا کار کنم.من جرات خواستم و خدا موانعي سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم.من عشق خواستم و خدا افرادي به من نشان داد که نيازمند کمک بودند.من محبت خواستم و خدا به من فرصتهايي براي محبت داد.
« من به هر چه که خواستم نرسيدم ...
اما به هر چه که نياز داشتم دست يافتم»
من با كمند سركش و جادويي شراب
تا بيكران عالم پندار رفته ام
تا دشت پرستاره انديشه هاي گرم
تا كوچه باغ خاطره هاي گريزپاي
من آموختم: هر روز عزيزانم را با عاشقانه ترين واژه ها بدرقه كنم؛چرا كه شايد آن روز، آخرين فرصت ديدار ما باشد....
بقایتان پایدار و لبخندتان مستدام باد
نوشته شده توسط مهدی در 23:41 | | لینک به این مطلب
جمعه نهم دی 1384
آدمی
هيچ کس وسوسه اش نکرد ، هيچ کس فريبش نداد ، او خودش سيب را از شاخه کند و گاز زد و نيم خورده دور انداخت.
او خودش از بهشت بيرون رفت و وقتي به پشت دروازه بهشت رسيد ، ايستاد. انگار مي خواست چيزي بگويد. چيزي ، اما نگفت . خدا دستش را گرفت و مشتي اختيار به او داد و گفت : برو ، زيرا که اشتباه کردي . اما اينجا خانه توست هر وقت که برگردي ، و فراموش نکن که از اشتباه به آمرزش راهي هست.
او رفت و شيطان مبهوت نگاهش مي کرد. شيطان کوچک تر از آن بود که او را به کاري وادار کند . شيطان موجود بيچاره اي بود که در کيسه اش جز مشتي گناه چيزي نداشت . او رفت اما نه مثل شيطان مغرورانه تا گناه کند او رفت تا کودکانه اشتباه کند.
او به زمين رفت و اشتباه کرد ، بارها و بارها. اشتباه کرد مثل فرشته بازيگوشي که گاهي دري را بي اجازه باز مي کند ، يا دستش را به چيزي مي خورد و آن را مي اندازد. فرشته سر به هوا گاهي سر مي خورد ، مي افتد و دست و بالش مي شکند.
اشتباه هاي کوچک او مثل لباسي نامناسب بود که گاهي کسي به تن مي کند. اما ما هميشه تنها لباسش را ديديم و هرگز قلبش را نديديم که زير پيراهنش بود. اما از هر اشتباه او سنگي ساختيم و به سمتش پرت کرديم . سنگ هاي ما روحش را خط خطي کرد و ما نفهميديم.
اما يک روز او بي آن که چيزي بگويد، لباس هاي نا مناسبش را از تن در آورد و اشتباه هاي کوچکش را دور انداخت و ما ديديم که او دو بال کوچک نارنجي رنگ هم دارد ؛ دو بال کوچک که سال ها از ما پنهان کرده بود و پر زد مثل پرنده اي که به آشيانه اش بر مي گردد.
او به بهشت برگشت و حالا هر صبح وقتي خورشيد طلوع مي کند ، صدايش را مي شنوم ؛ زيرا او قناري کوچکي است که روي انگشت خدا آواز مي خواند .
نوشته شده توسط مهدی در 14:42 | | لینک به این مطلب
سه شنبه ششم دی 1384
چگونه لیم! شویم؟! (آموزش مزاحمت در 3 سوت!)
از اونجایی که هر کی با مامانش قهر می کنه میاد سر کوچه و به خواهر و مادر ملت متلک می گه...... تصمیم گرفتیم در یک سلسله یادداشت کاملا آموزشی به این مورد بپردازیم. بدیهی است هر گونه استفاده سوء از این یادداشتها بر عهده خواننده است.............
1 روش دیدکی: در این روش که از مبتدی ترین و پرسابقه ترین روشهای معمول است،شما می توانید هر جایی بایستید و دید بزنید (نزدن پلک برای افراد پیشرفته الزامیست) . این روش مزیتهایی دارد : مثلا اصلا جای خاصی ندارد ........ (البته دم یک پیتزا فروشی . ورودی یک مجتمع تجاری یا حتی درب دانشکده! مزیتهای نسبی دارد)
همچنین شما بالقوه کار بدی نکرده اید و خلاصه راه دررو! دارید................
2 روش خوابکی: در این روش که کاربرد آن در تاکسی می باشد،بدین صورت است که در صورت مشاهده ی ضعیفه ی مورد نظر در کنارتان،چشمانتان را نیم بسته کرده،گردن خود را شل نموده و آنگاه توامان کله خویش را آرام آرام شل و شل تر نمائید،معصوم نمائی و انعطاف گردن الزامی است.
3 روش متلکی: این روش که از قدیمی ترین و کهنه ترین روشهای مزاحمت در طول تاریخ بوده است،و نشانه هایی از آن را دانشمندان در کنار تیر برق های تمدن وسط النهرین و مخصوصا سلسه جواتیان پیدا کرده اند و حتی در نقاشی های تپه الوات آباد نیز پیدا شده این نکته را تائید می کند
4 روش شلوارکی: در این روش که به روش لمسکی نیز معروف است باز در تاکسی کاربرد بهتری برای علاقه مندان میتواند داشته باشد.به این ترتیب که هنگام نشستن با پارچه شلوار ضعیفه ی مورد نظر را لمس کرده و بی حرکت بمانید.طبیعتا هرچه شلوار گشادتر باشد.لمس زودتر حادث میگردد.
5 روش شوتکی: در این روش شما باید چیزی را به سوی ضعیفه ی مورد نظر شوت نمائید. بدیهی است نشانه گیری دقیق دقیق! در این روش بسیار ضروری است.
6 روش ضایعکی: در این روش که به روش آرنجکی نیز معروف است کوباندن آرنج به فرد یا افراد الزامی است.بدیهی است که این روش در پیاده روها و کوچه های تنگ بیشتر کاربرد دارد.
7 روش خرکی: در این روش اصلی ترین نیاز برای انجام کار داشتن شجاعت،بی باکی، جسارت و چابکی بسیار است لذا در طول تاریخ تنها سرسلسله ها و قطب های الواتان توانسته اند که دست به انجام چنین روشی بزنند. و روش انجام این روش بدین صورت است که فرد مزاحم شونده باید تمامی روشهای بالا را در حضور پدر ، مادر ، برادر و یا حتی در داخل خانه فرد یا از روی دیوار یا لب پنجره فرد انجام دهد.
1 روش دیدکی: در این روش که از مبتدی ترین و پرسابقه ترین روشهای معمول است،شما می توانید هر جایی بایستید و دید بزنید (نزدن پلک برای افراد پیشرفته الزامیست) . این روش مزیتهایی دارد : مثلا اصلا جای خاصی ندارد ........ (البته دم یک پیتزا فروشی . ورودی یک مجتمع تجاری یا حتی درب دانشکده! مزیتهای نسبی دارد)
همچنین شما بالقوه کار بدی نکرده اید و خلاصه راه دررو! دارید................
2 روش خوابکی: در این روش که کاربرد آن در تاکسی می باشد،بدین صورت است که در صورت مشاهده ی ضعیفه ی مورد نظر در کنارتان،چشمانتان را نیم بسته کرده،گردن خود را شل نموده و آنگاه توامان کله خویش را آرام آرام شل و شل تر نمائید،معصوم نمائی و انعطاف گردن الزامی است.
3 روش متلکی: این روش که از قدیمی ترین و کهنه ترین روشهای مزاحمت در طول تاریخ بوده است،و نشانه هایی از آن را دانشمندان در کنار تیر برق های تمدن وسط النهرین و مخصوصا سلسه جواتیان پیدا کرده اند و حتی در نقاشی های تپه الوات آباد نیز پیدا شده این نکته را تائید می کند
4 روش شلوارکی: در این روش که به روش لمسکی نیز معروف است باز در تاکسی کاربرد بهتری برای علاقه مندان میتواند داشته باشد.به این ترتیب که هنگام نشستن با پارچه شلوار ضعیفه ی مورد نظر را لمس کرده و بی حرکت بمانید.طبیعتا هرچه شلوار گشادتر باشد.لمس زودتر حادث میگردد.
5 روش شوتکی: در این روش شما باید چیزی را به سوی ضعیفه ی مورد نظر شوت نمائید. بدیهی است نشانه گیری دقیق دقیق! در این روش بسیار ضروری است.
6 روش ضایعکی: در این روش که به روش آرنجکی نیز معروف است کوباندن آرنج به فرد یا افراد الزامی است.بدیهی است که این روش در پیاده روها و کوچه های تنگ بیشتر کاربرد دارد.
7 روش خرکی: در این روش اصلی ترین نیاز برای انجام کار داشتن شجاعت،بی باکی، جسارت و چابکی بسیار است لذا در طول تاریخ تنها سرسلسله ها و قطب های الواتان توانسته اند که دست به انجام چنین روشی بزنند. و روش انجام این روش بدین صورت است که فرد مزاحم شونده باید تمامی روشهای بالا را در حضور پدر ، مادر ، برادر و یا حتی در داخل خانه فرد یا از روی دیوار یا لب پنجره فرد انجام دهد.
نوشته شده توسط مهدی در 14:22 | | لینک به این مطلب

